مطالب مرتبط

8 Comments

  1. 1

    ali_sh

    نسبت به نقد های دیگه این فیلم، واقعا نقد خوبی بود. خسته نباشید

    فیلم از لحاظ انتقال حس زیبای عشق عالی عمل میکنه و حرفی توش نیست ولی آیا از لحاظ منطق داستانی و محکم بودن زنجیره ی اتفاقات هم موفقه؟
    به نظر من که بعضی اتفاقات داستان خیلی غیر منطقی بودن.مثلا چطور این دو نفر وقتی در جای هم قرار میگرفتن، نمیفهمیدن که سه سال با هم اختلاف زمانی دارند؟؟
    یا اصلا چطور پسره برمیگرده به سه سال قبل تا شهر رو نجات بده؟
    شاید این سوالات خیلی به فلسفه ای که فیلم بهش اتکا داره مرتبطه و بنده متوجه نمیشم، ولی در کل به نظرم هرچقدر عشق رو قشنگ بیان کنه ولی تو روایت درست سلسله مراتب داستان ضعیف عمل میکنه و اون شاهکاری که همه میگن نیست.

    پاسخ
    1. 1.1

      سجاد محمدی‌پور

      ممنون بابت مطالعه
      البته فراموش نکنیم که انیمیشن Your Name مثل بسیاری از انیمه‌های شرقی، اتفاقاتش در بُعد واقعیت نمی‌گنجه. یعنی تمام اتفاقاتی که در اثر مشاهده می‌کنید در رویای سازنده نقش بسته و حالا به تصویر کشیده شده. روی این حساب میشه از برخی اتفاقات چشم پوشی کرد…

      پاسخ
    2. 1.2

      mary_y

      وای دقیقا من به شدت نسبت به این موضوع گیج شدم و نمی تونم سلسله اتفاقات داستان و مرتب کنم اگرکسی متوجه شده توضیح بده چون هیچ سایت و نقدی در این رابطه حرف نزده

      پاسخ
      1. 1.2.1

        ارمان

        همش حاوی اسپویل

        سلام اگه بخوایم ریز بیینانه فیلم را تحلیل و بررسی کنیم ساده بگم به هیچ جا نخواهید رسید. ولی روایت داستانیش اینه که روح این دو در تداخل در زمان باهمم عوض شده بنابراین تاکی زمانی که به روح میتسوها میره یعنی سه سال به عقب برگشته و میتسو ها هم سه سال ب جلو میره به خاطر همین زمانیکه میتسوها به دنبال تاکی میگرده تاکی اون را نمیشناسه و زمانیکه به خونه بر میگرده فرداش به خاطر شهاب سنگ میمیره اما تاکی زمانیکه متوجه میشه در حقیقت میتسو ها مرده به دنبال منظره ای میگرده که قبلا دیده اما وقتی اونجا میرسه و میفهمه اون مرده بعد به جایی میره که میتسوها با مادر بزرگش رفته بود و از اون نوشیدنی میخوره و دوباره این شانس را پیدا میکنه به روح میتسوها بره و نقشه نجات را میکشه و سپس به همون قاری میره که هاکی هست وقتی به بالای کوه میرسه جوری تناقض وجود داره که خودم درکش نکردم اما این را میتونیم به فهمیم که زمان هاشون فرق داره یعنی هاکی بعد از شهاب سنگ و میتسوها قبلش وقتی این تناقض به وجود میاد روح هاشون به جسم خودشون بر میگرده بعد از چند دیقه حرف تصمیم میگیرن اسمشونو بنویسن که نشدش در اخر هم دوتاشوون همدیگه رو فراموش کردن اما ته قلبشون دنبال یکی میگشتن اخرشم همو میبینن ولی کامل همو نمیشناسنم

        خیلی مطلب نوشتم شاید یه دلیلش این باشه که شما از سردرگمی خارج شید ولی دلیل اصلیش اینه که حداقل خودمو اینجوری قانع کنم

        پاسخ
  2. 2

    bahram

    خیلی خیلی خوب بود پشیمون نمیشید از دانلود کردنش

    پاسخ
  3. 3

    نوید

    تفسیر داستان انیمه «نام تو»:
    تا آخر کامل بخونین. همه‌اش اسپویل داره.
    اول اینکه از کارگردان این انیمه استاد شینکای ممنونم که چنین انیمه قدرتمندی رو در زمانی که سینما داره پوچ میشه ساخته. من از روایت پیچیده، قوی، مستحکم و مرتبط این انیمه خیلی خوشحال شدم. این انیمه در عین سادگی بسیار پیچیده‌س.
    دوم باید اینکه به اصطلاح بدن‌هاشون عوض میشه رو بفهمید. (در واقع جسم‌هاشون ثابت می‌مونن و فقط روحشون عوض می‌شه.)
    سوم باید چندتا جمله بهتون بگم تا گیج نشین:
    ۱- اینکه تو نصفه اول فیلم که جاهاشون با هم عوض میشه، تاکی تو سال ۲۰۱۳‍ه و میتسوها تو سال ۲۰۱۰‍ه و سکانس پایانی فیلم سال ۲۰۱۸‍ه.
    ۲- در واقع تاکی ۲۰۱۳ جاش با میتسوهای ۲۰۱۰ عوض میشه. واسه همین وقتی میتسوها رفته بود توکیو تا تاکی رو ببینه، تاکی نمی‌شناختش؛ یعنی تاکی ۲۰۱۳، میتسوها رو می‌شناخت نه تاکی ۲۰۱۰.
    ۳- این دو زمان (۲۰۱۳ و ۲۰۱۰) به طور موازی جلو می‌رفتن و وقتی میتسوها ۲۰۱۰ بخاطر حادثه شهاب‌سنگ مُرد، دیگه امکان نداشت که جاش با تاکی ۲۰۱۳ عوض شه. واسه همین تاکی گفت که من همین ۲-۳ هفته پیش دیدمش در حالی که میتسوها ۳ سال پیش (۲۰۱۰) مرده بود.
    داستان انیمه:
    اوایل فیلم نیاز به توضیح نداره من فقط از اونجا که می‌ره به اون غار و موسوبی (همون نوشیدنی که میتسوها و یوتسوها -خواهر میتسوها- و مادربزرگ توی غار گذاشتن) رو می‌خوره رو توضیح می‌دم.
    وقتی تاکی، موسوبی رو می‌خوره، با میتسوبا ۲۰۱۰، ارتباط برقرار می‌کنه و جاهاشون باهم عوض میشه. یعنی از اون سکانس تا جایی که بهتون می‌گم، میتسوها می‌ره تو تاکی و برعکس. و چون تاکی که توی میتسوها هست، می‌دونه که شهاب‌سنگ برخورد می‌کنه، نقشه فرار و نجات می‌کشه و اونو با تشی -همون پسره که دوست میتسوها‍ه- اجراش می‌کنه. از اون طرف میتسوها که توی تاکی هست، از غار بیرون میاد و به سمت اون ارتفاع می‌ره. و چونکه توی ۲۰۱۳ هست میبینه که شهاب‌سنگ با ایتوموری -نام شهری که میتسوها توش زندگی می‌کرد.- برخورد کرده و شهر نابود شده. تاکی که توی میتسوها بود، با دوچرخه از کوه میاد بالا، اونجا داد میزنه: «میتسوها!» چونکه در واقع خودش تاکی‌‍ه و شخص مقابل میتسوها‍ه. طرف مقابل هم داد میزنه: «تاکی!»
    میتسوها و تاکی نمی‌تونن هم دیگه رو ببینن چونکه میتسوهای واقعی توی ۲۰۱۳‍ه و تاکی واقعی توی ۲۰۱۰‍ه. تا اینکه کنار هم قرار می‌گیرن، می‌تونن هم دیگه رو حس کنن ولی نمی‌تونن هم دیگه رو ببینن. تا اینکه هوا گرگ و میش میشه و تاریک میشه. اونجا روح‌هاشون به جای خودشون برمی‌گرده. (= یعنی تاکی واقعا تاکی‌‍ه و میتسوها واقعا خودشه.)
    میتسوها، تاکی رو تو زمان ۲۰۱۰ می‌بینه (چونکه خودش تو ۲۰۱۰‍ه) و تاکی، میتسوها رو تو زمان ۲۰۱۳ می‌بینه (چونکه خودش تو ۲۰۱۳‍ه) این از یک سکانس فیلم در همون حوالی معلومه. وقتی همدیگه رو تونستن ببینن باهم حرف می‌زنن.
    اگه تیتراژ زیبای اول فیلم رو با دقت ببینین، یک جاییش میگه با همین مضمون که بعد پنجم اذیتم می‌کنه. تو بُعد چهارم، علاوه بر طول، عرض و ارتفاع، بعد زمان هم هست؛ جسم چهار بُعدی می‌تونه در یک زمان ثابت، مکان‌های مختلفی باشه. یه جورایی مثل تماس تصویری میمونه که دو شخص در دو مکان مختلف و در زمان یکسان با هم حرف می‌زنن. و بعد پنجم، انرژی‌‍ه که یعنی جسم پنج بُعدی می‌تونه تو در یک مکان ثابت، زمان‌های مختلفی داشته باشه. یه جورایی مثل علمایی که می‌تونن جلوی چشماشون، واقعه عاشورا و امام حسین رو ببینن. -بهش مکاشفه می‌گن.-
    توی اون سکانس که میتسوها توی دفترش میبینه نوشته شده: «تو کی هستی؟» معلم که داره درس میده میگه: تاسوکاره (=گرگ و میش) زمانیه که به غیر انسان ممکنه برخورد کنی.
    اگه واقعا به انیمه دقت کنین، خیلی چیزا می‌فهمین. این انیمه خیلی روایت قوی و مستحکمی داره. اوایل فیلم رو شاید خیلی جدی نگیرین ولی بعضی از سکانس‌هاش خیلی مهمه.
    بعد از اینکه میتسوها و تاکی باهم حرف می‌زنن، می‌بینن که داره گرگ و میش تموم میشه. تاکی پیشنهاد میده که اسمامون رو روی دستای همدیگه بنویسیم. تاکی می‌نویسه: «دوسِت دارم.» ولی گرگ و میش تموم میشه و میتسوها فرصت نوشتن پیدا نمیکنه.
    از اینجا به بعد داستان خیلی واضحه. تا اینکه هم دیگه رو می‌بینن.
    و اینکه در حین روایت فیلم بعضی شوخی‌های مقداری بی‌مزه و موسیقی پایانی بی ارتباط با جَوّ داستان، که هر دوشون مقداری توجه به خودشون جلب میکنن و مقداری از کیفیت واقعی انیمه کاهش می‌دن از کارگردان این انیمه استاد شینکای خیلی بعیده. و اونا فقط واسه ردگم‌کنی هست تا مخاطب به موضوعات فرعی توجه کنه و به راحتی نتونه داستان رو تفسیر کنه. وقتی مخاطب نتونه به راحتی داستان رو تفسیر کنه، باعث می‌شه این معما توی ذهنش باقی بمونه و فیلم رو فراموش نکنه.
    من واسه تفسیر داستان، حدود ۳ ساعت وقت گذاشتم که البته خدا هم به من کمک خیلی زیادی کرد.

    پاسخ
  4. 4

    Seyed

    اول اینو بگم که از دیدن این فیلم پشیمان میشید!!! چرا که بعد آن تا مدت طولانی از ذهنتون نمیره و دائما دنبال فیلم قوی مثل این میگردید. دیگه حتی فیلم های متوسط رو به قوی کشور های آمریکا و فرانسه هم به چشتون نمیاد و تشنه‌ی یه فیلم قوی هستید.

    من خودم خیلی مایل به دیدن انیمه نبودم و از فیلم های ژاپنی هم خوشم نمیامد. اما باید بگم جزو بهترین تجربه های زندگیم در زمینه فیلم و سریال بود. واقعا از دیدن این فیلم لذت بردم و برا آدمی که مثل خودم دیوانه‌ی فیلم های دیوانه‌واری مثل Inseption – تلقین که ساخته کریستوفر نولان هست یا فیلم Shutter island – جزیره شاتر به کارگردانی مارتین اسکورسیزی هستن، این فیلم رو توصیه میکنم.

    “از اینجا ! حاوی اسپویل !”

    اما در مورد بعضی از دوستان که تو درک فیلم دچار مشکل شدن ، باید بگم که “میتسوها” سه سال قبل تر از “تاکی” اون خواب ها رو میبینه و این را از جایی میشود فهمید که وقتی برای دیدن او به توکیو میرود ، تاکی او را نمیشناخت!
    اما تاکی سه سال دیر تر از میتسوها خواب میبیند و برای همین وقتی به دنبال او میرود ، با شهری روبرو میشود که سه سال است که با خاک یکسان شده است.
    اما به این اختلاف زمانی ، در اوایل فیلم اشاره میشود اما به طوری که شما در آن موقع آن را درک نمیکنید و به راحتی از کنار آن رد میشوید. این اشاره زمانی بود که برای اولین بار میتسوها رو در نقش تاکی میبینم و هنگامیکه به کافه میروند میگوید:” من با این پول میتوانم یک ماه زندگی کنم! ”

    و اما آنهایی که از خود سوال میکنند که چطور این اتفاق با این اختلاف زمانی میافتد ، جواب آن “مُسُوی” است! این جواب خود فیلم به این سوال است. مسوی زمان را کنترل میکند. البته باید اینجا ذکر شود که این فیلم به آن عقیده و نظریه جهان های موازی هم اشاره دارد و منطق فیلم به آن تکیه میکند.
    مهم‌ترین حرف این فیلم عشق است که با هر زبانی که توانسته گفته “عشق زمان و مکان نمیشناسد” و مسوی اینقدر برای این عشق احترام قائل است که زمان را دستکاری میکند و دو نفر که سه سال اختلاف زمانی دارند رو به هم میرسونه. نه فقط این دو نفر بلکه مادربزرگ میتسوها گفت که مسوی این کار را برای او و مادر میتسوها نیز کرده است. اما آنها به هر دلیلی که یکی از آنها میتواند کمکاری خود انان باشد ، به هم نرسیدند.

    حتی این مسوی کاری میکند کند که در لحظه گرگ و میش هوا این دو یکدیگر را میبینند و با یکدیگر حرف میزنند و حاضرند برای این عشق هر کاری بکنند. شاید اگر تاکی در کار نباشد میتسوها اینقدر خودش را به آب و آتش نزند تا خود و مردم شهرش را از خطر مرگ نجات دهد و بلعکس.
    اما این فیلم حتی در این لحظه دست از گفتن عشق بر نمیدارد و تاکی بجای نوشتن نام خودش ، روی دست میتسوها مینویسد:” عاشقتم. ”

    اما آن جهان موازی که ازش حرف زدم زمانی به طور کامل برای بیننده قابل درک و ساده میشود که برای نجات تلاش میکنند. زمانی که مسوی یک فرصت دیگر به تاکی میدهد(وقتی که آن نوشیدنی رو خورد). عوض کردن گذشته برای تغییر آینده. دقیقا عین فیلم Interstellar – میان ستاره ای که ساخته کریستفر نولان است یا X Men days of futur past – مردان ایکس روزهای گذشته آینده که مال کمپانی مارول است. گذشته را تغییر میدهند تا آینده عوض شود. به نظر من یکی از اهداف اصلی و مخفیانه این انیمه ، جا انداختن این تفکر در ناخداگاه مردم جهان است.

    زیاد حرف دارم برا گفتن ، ولی همین الآنشم زیادی حرف زدم. ببخشید اگه یه کم آشفته و گسسته بود. چیزایی که بلد بودمو گفتم ، شاید کمکتون کنه.

    مخلص همتون – فیلمای خوب ببینید

    پاسخ
  5. 5

    Tyler

    پمبه نه، بنبه!

    پاسخ

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه‌ی حقوق برای گیم شات محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب گیم شات بدون اجازه‌ی قبلی ممنوع است.