مطالب مرتبط

17 Comments

  1. 1

    bahram

    ارزش دان کردن داره خیلی جالب بود

    پاسخ
    1. 1.1

      ali.tamimi

      مشکل ما irها اینه که ما وقتی ی شوخی بهمون میشه جنبه و شعورش رو نداریم و متاسفاکه خیلی ساله که این جنبه او شعور از ما گرفته شده،به خاطر همین هم هست که ما هیچ چیزمون به پای غربی ها نمیرسه و همیشه ادعا داریم،من دارم اینو به کسی میگم که این فیلمو در این سایت نقد کرده،این فیلم جنبه شوخی داره و چیز های مهمی هم داخلش بکار رفته،حالا شاید از شخصیت های مهم در فیلم استفاده شده مثل استیفن هاوکینگ یا فیلم سرباز رایان،چون نویسنده فیلم می خواسته مخاطبو بهتر بخندونه یا فیلمشو جذاب تر کنه،ما ایرانی ها هم تو فیلمامون از فیلم های دیگه تقلید میکنیم،این فیلم میخواد بگه که چقد انسان های به جنسیت اهمیت میدنو برای لذت بردن جنسیتی چه کار ها که نمیکنن البته تو غالب چند تا مواد غذایی.آقای محترمی که میخوای از فیلم نماد یا…هر چیز دیگه ای رو از ت فیلم در بیاری،ما برای جلوه خودمونم که شده،هر موقع که تونستیم خارجیارو ف ر ا م ا س و ن ی یا هرچیز دیگه ای جلوه دادیم،به هر حال…به جای اینکه همینطوری الکی برید پول بدیدو ی فیلیمی هم بگیرید…حداقل به فیلم دقت کنید هر فیلمی تو جهان نکته ای هم داره….کسی الکی نمیاد فیلم بسازه…ممنون خدافظ….

      پاسخ
      1. 1.1.1

        مهدی

        هرچند من فیلمو هنوز ندیدم ولی تویی که اطلاعاتت در حد ی بیسواده برو یکم تحقیق کن ببین این غربیها چرا اینقد تلاششون برای نابودی اسلام و فالوورای این دین هست،چرا بقیه ادیان رو بر ضدشون یا علیه‌شون کاری نمیکنن یا چیزی نمیسازن؟
        غربی ها فقط و فقط تمام هدفشون نابودی مسلمونا و اسلام هست که این یک سری دلایل داره که باید خودت زحمتشو بکشی و بفهمی،کسی هرچقدر برات توضیح بده درک نمیکنی

        پاسخ
  2. 2

    یاشار گروسیان

    درود
    اگر صرفا به دنبالِ یک اثر Trash Comedy و سرگرم‌کننده مقطعی باشید، شاید ارزش داشته باشه ولی همونطوری که گفتم اصلا لایه‌هایِ عمیقِ فلسفی و دینی که بعضا به این فیلم نسبت دادند، در فیلم وجود نداره.

    پاسخ
  3. 3

    Bond.James Bond

    والا، با این فیلم ساختناشون!?(با مشت روی کیبورد میکوبد!!!!!!) /احساس من درمورد احوالات نویسنده پس از اتمام نوشتن این مطلب!!!!?/
    تقریبا موافقم با نویسنده بجز درمورد آفرینش خلاقانه زوتوپیا…دو شخصیت متضاد که مجبور به همکاری با هم هستند، همه چی خوب، وسطای کار یهو همه چی خراب میشه و درنهایت همه چی به خوبی و خوشی تموم میشه…خسته شدیم انقدر این فرم رو دیدیم.

    پاسخ
    1. 3.1

      یاشار گروسیان

      درود
      واقعیتش من هیچوقت موقع نوشتن انقدری عصبی نمی‌شم که بخوام اعضا و جوارحِ کامپیوتر رو به جایی بکوبم :))
      در رابطه با زوتوپیا به نظرم خلقِ موقعیتِ دو شخصیتِ متضاد و نهایتا تبدیل به یک رابطه دوستانه، به درستی شکل می‌گیره، اگه از دیدِ یک مخاطبِ نوجوان به اون نگاه کنیم، که مخاطبِ اصلیِ اثر هست. اونجا ابتدا خرگوش قطبِ مثبت و روباه قطبِ منفی هست که در انتهای فیلم این موضوع کاملا برعکس می‌شه، روباه به شخصیتی تبدیل میشه که برایِ مخاطب سمپاتیک هم هست. این تبدیل و این گذار بینِ دو شخصیت، خصوصا برایِ مخاطبِ نوجوان معنی داره.
      متاسفانه در فیلمِ پارتیِ سوسیسی اصلا شاهدِ چنین پیچش‌ها و گذارهایی نیستیم.

      پاسخ
  4. 4

    pouria_k

    نقد خوبی بود ممنون

    پاسخ
    1. 4.1

      یاشار گروسیان

      خواهش می‌کنم و ممنون از شما بابت وقتی که برای مطالعه گذاشتید.

      پاسخ
  5. 5

    Sajjad2009s

    در کل یکی از بهترین فیلم هایی که بود دیدم تمام نقدها به این فیلم مال کسایی هست که فکر می کنند یا میخوان نشون بدن که فکر می کنند که زندگی معنایی داره. این فیلم داره فریاد میزنه که زندگی هیچ معنایی نداره اینو بپذیریم و اسیر داستان ها سرا ها نشیم دقیقا فلسفه خیام رو میشد توی این اثر دید فقط مقاومت ما نسبت به زنده نگه داشتن هدف هایی از زندگی که توی ذهن ما ساختند باعت میشه خیلی از طنزهاش برامون هجو محسوب میشه. این شخصیت سازی با نشانه های بیرونی رو می تونید در بعضی از آثار بزرگ مثل مزرعه حیوانات هم ببینید

    پاسخ
  6. 6

    ساینا

    من با نقد کاملا موافقم. به نظر من انیمیشن زننده ای بود. به هیچ عنوان هیچ مفهوم مثبتی ازش ندیدم و چیزی بهم اضافه نکرد.

    پاسخ
  7. 7

    جواد

    این انیمیشن منو یاد داستان کوتاه برتولت برشت انداخت:
    ختر کوچولو پرسید:

    اگر کوسه ها آدم بودند، با ماهی های کوچولو مهربانتر می شدند؟
    آقای کی گفت : اگر کوسه ها آدم بودند،
    توی دریا برای ماهی ها جعبه های محکمی می ساختند،
    همه جور خوراکی توی آن می گذاشتند،
    مواظب بودند که همیشه پر آب باشد.
    برای آن که هیچ وقت دل ماهی کوچولو نگیرد،
    گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا می کردند،
    چون که گوشت ماهی شاد از ماهی دلگیر لذیذتر است !
    برای ماهی ها مدرسه می ساختند وبه آن ها یاد می دادند
    که چه جوری به طرف دهان کوسه شنا کنند
    درس اصلی ماهی ها اخلاق بود
    به آن ها می قبولاندند
    که زیبا ترین و باشکوه ترین کار برای یک ماهی این است
    که خودش را در نهایت خوشوقتی تقدیم یک کوسه کند
    به ماهی کوچولوها یاد می دادند که چطور به کوسه ها معتقد باشند
    و چه جوری خود را برای یک آینده زیبا مهیا کنند
    آینده ای که فقط از راه اطاعت به دست می یایید

    اگر کوسه ها ادم بودند،
    در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت:
    از دندان کوسه تصاویر زیبا و رنگارنگی می کشیدند،
    ته دریا نمایشنامه به روی صحنه می آوردند که در آن ماهی کوچولو های قهرمان شاد و شنگول به دهان کوسه ها شیرجه می رفتند.
    همراه نمایش، آهنگهای مسحور کننده یی هم می نواختند که بی اختیار
    ماهی های کوچولو را به طرف دهان کوسه ها می کشاند.
    در آنجا بی تردید مذهبی هم وجود داشت که به ماهی ها می آموخت که زندگی واقعی در شکم کوسه آغاز می شود .

    پاسخ
  8. 8

    Mahdi

    سلام، من هم یه نقد و بررسی نوشتم، خوشحال میشم کمکم کنید بهتر بشه نقد هام.

    نقد و بررسی

    به سفارش: هیچکس 🙂
    منبع: خودم
    امتیاز فیلم 6.5
    نکته: این فیلم مناسب خانواده نیست و بطور صرف برای افراد بالغ و متاهل توصیه می گردد ، دیدن این فیلم برای نوجوانان و مخصوصاً جوانان توصیه نمی شود.
    در صورتی که هنوز فیلم را مشاهده نکرده اید ، این مطلب مناسب شما نیست.

    بررسی:

    فضای قصه ی این فیلم در محیط یک فروشگاه بزرگ رقم می خورد.
    داستان در بین تصورات محصولات غذایی و دیگر محصولات مصرفی شروع شده و کم کم شکلی واقعی به خود می گیرد.
    آنچه در ابتدای فیلم مشاهده می نماییم تلاش یک سوسیس عاشق برای رسیدن به وصال معشوق یعنی نان ساندویچ است ، بله درست متوجه شدید ، سوسیس و نان ساندویچ!!
    .
    .
    .
    در سکانس های ابتدایی فیلم مشاهده می نماییم که دنیای محصولات غذایی چگونه دنیایی است (البته از نگاه خنده دار و فانتزی نویسنده) و سپس در نماهای میانی فیلم به بی رحمی انسان ها در قبال این محصولات مظلوم می رسیم.
    .
    .
    .
    قصه ی فیلم حول محور تلاش یک سوسیس برای رسیدن به معشوقه ی خود یعنی نان ساندویچ رفته رفته شکلی کلی به خود می گیرد و از تلاش برای رفتن به بهشت یعنی سبد خرید انسان ها به فرار از جهنم یعنی آشپزخانه ی انسان ها می انجامد.
    ماجرای تلاش برای بقاء و شادکامی چنان در بین محصولات غذایی در تقابل با انسانها زیبا به تصویر کشیده می شود که گویی مخاطب نیز از محصولات غذایی است ! و ناخواسته با کاراکتر های با مزه ی فیلم همزاد پنداری می نماییم.
    .
    .
    .
    اجازه دهید به خلاصه ای از کل اثر اشاره نموده و به نقد این فیلم زیبا بپردازیم.

    در ابتدا محصولات غذایی سعی بر رفتن به بهشت را دارند و پس از فائق آمدن بر مصائب پیش رو، در آشپزخانه ی انسان ها متوجه حقیقتی هولناک می شوند و آن چیزی جز قصابی شدن توسط انسان ها نیست! ، انسان های قسی القلبی که نیتی جز به قتل رساندن محصولات آنهم به فجیع ترین روش های ممکن را ندارند.
    محصولات غذایی که از دست انسان ها، جان سالم به در برده اند، حقیقت بهشت را برای دیگر محصولات فروشگاه بازگو کرده و جنبشی عظیم برای باز پس گیری آزادی از دست رفته شان به پا می کنند.
    و در نهایت و پس از فروپاشی رویای رفتن به بهشت چیزی جز لذت بردن از زندگی برایشان باقی نمانده و م شروع به انجام آنچه در سر می پروراندند می کنند.
    پایان

    نقد:

    موضوع فیلم برخلاف آنچه تصور می شود ، در خصوص مسائل جنسی و یا تصورات فانتزی یک ذهن بیمار نیست! بلکه در خصوص به سخره گرفتن آرزوی به بهشت رفتن و انتظار برای شادکام شدن است.
    .
    .
    گرچه فیلم بر پایه ی ایده ای طنز یعنی جهان محصولات غذایی شکل گرفته اما جمله ای عمیق در پس سکانس های بی امان خود نهفته دارد! و آن چیزی جز آن جمله ی معروف از کارل مارکس نیست.
    .
    کارل مارکس: دین نوعی از رضا و دفاعی است که خود محرومان به منظور توجیه وضع موجود و تحمل پذیر ساختن شرایط اسفبار زندگی خویش، در پیش می گیرند، و به امید بهشت موعود زندگی در جهنم موجود را پذیرا می شوند.

    نظر نویسنده: گرچه به شخصه به عقیده ی انسان بزرگی چون مارکس احترام می گذارم، اما پوچ و تهی بودن ایده ی بهشت و جهنم را قبول ندارم.
    .
    در سکانس های پایانی فیلم ، همانطور که در دیگر محصولات سینمایی این سال ها مشاهده می شود، از همجنسگرائی نیز یاد می شود ، البته نکته ی جدیدی نیست و ارتباط کلی با خط اصلی داستان نیز ندارد، اما به هر حال خوراک مخاطب عام و گیشه می بایست تامین شود! اینطور نیست؟!

    خرداد سال 1397

    پاسخ
  9. 9

    علی

    سلام
    من در کل نقدی به هویت و فلسفه فیلم ندیدم صرفا احساس کردم نویسنده داره خودشو به در و دیوار میکوبه تا مکنونات قلبیش(نه نقد منطقی فیلم) رو به مخاطب قالب کنه…
    در طول فیلم سوالات زیادی در قالب دیالوگ شخصیت ها مطرح میشه که هرگز دیندارها پاسخی براش ندارن. نمیخوام یکی یکی بهشون بپردازم ولی از این موارد تو همه ادیان وجود داره و اغلب مشترکه اما به نظرم 10 دقیقه انتهایی فیلم نقطه ضعف فیلمه انگار که فیلمساز سرچشمه تراوشات ذهنیش خشکیده بوده و صرفا خواسته یه جوری داستانو به انتها برسونه.
    ما عدم وجود خدا را پذیرفتیم و با فیلم همگام شدیم، خوب حالا باید چکار کنیم؟!
    به نظرم اینجا جاییه که فیلم باید سکوت میکرد و تصمیم رو به عهده مخاطب میگذاشت نه اینکه به سیاق دیندارها نظر خودشو به مخاطبش تحمیل کنه….
    خوب حالا که خدا نیست بزن بر طبل بی عاری….
    بحث دین یا وجود خدا گره ذاتی ای به اخلاقیات نداره که اگر جایی کسی ایمانش به این مسائل سست شد بتونه پا روی اخلاقیات بگذاره ولی تو فیلم شاهد این نیستینم، نقطه ضعف دیگر فیلمه از نظر من همینه و روابط نامتعارف پایان فیلم ناشی از همین دیدگاهه که ناخودآگاه فیلم ساز رو هم گرفتار خودش میکنه و نشون از سبقه دینداری نویسنده اس.

    پاسخ
  10. 10

    آلکس

    درود بر نویسنده و خوانندگان
    در واقع چیزی که سازندگان فیلم منظورشان بوده همین نقد است
    فیلم می گوید ما این گونه هستیم فیلم می خواهد بگوید
    اشکال از فیلم نیست اشکال از حل مساله نیست تعریف یا خود مساله به صورتی که فیلم آن را به طنز و سخره گرفته ( آن صورت که ما انسانها مسائل را می بینیم و تفسیر می کنیم) مورد اشکال است!؟؟؟؟؟
    جایی که می گوید م این… شعرها و داستانها را ساختیم تا با امید به نزد خدایانی که در اصل وجود ندارند بروند فیلم یه گونه ای در محاط فلسفه وجودگرایی یا اگزیستانسالیزم است. در اصل سوسیسها در صحنه آخر جوابی برای مساله حیات پیدا نمی کنند و فلسفه اپیکوریسم یا لذت گرایی را جایگزین می کنند که البته به تلویج اشاره فیلم سازان این است که این نیز خود یک تعریف مساله دیگر است که جواب فلسفه حیات نیست همانطور که دیگاه قدیمی سوسیسها با کشف حقیقت رنگ می بازد

    پاسخ
  11. 11

    ss

    با سلام ب همه من این انیمیشن رو سال ۲۰۱۸ دیدم
    ولی بنظرم نقد فیلم اینطور نیست
    بیشتر انتقاد و عصبانیت بود تا نقد
    این انیمیشن از خیلی خط قرمزا عبور کرد و بسیاری تلنگر ب بیننده وارد کرد
    اکثر فرهنگا توش بود و ب واقعیتها نزدیک
    و بنظر شخص من خیلی مفاهیم توش بود ک واقعا تو روزمرگیهای ما ب چشم میخوره
    من ک خیلی چیزا توش دیدم
    با توجه ب اینکه از شخصیتای برجسته ای هم توش استفاده شده
    در کل بجز مسائل جنسیش ک زیاده روی کرده بودن سناریوش جالب بود

    پاسخ
  12. 12

    ارش

    اومدید فیلم رو نقد کنید یا تخریب؟؟

    پاسخ
  13. 13

    نیما

    تنها چیزی که این انیمیشن نظر منو جلب کرد قسمت پایانی بود که اون شخصیت سوسیس به اسم فرانک میپرسه من یهودی ام؟ ( بعد از نمایش اون چهره) به نظرم میخواسن این نظر رو القا کنند که یهودی ها برتر اند و دانا تر اخه اون شخصیت سعی در اگاه کردن دیگر خوراکی ها بود

    پاسخ

پاسخ بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کلیه‌ی حقوق برای گیم شات محفوظ است. هر گونه کپی برداری از مطالب گیم شات بدون اجازه‌ی قبلی ممنوع است.